بهره وری نگهداری و تعمیرات
مارس 30, 2019
تفاوت و رابطه سه شاخص کلیدی MTBF،MTTF،MTBR
آوریل 16, 2019

بهینه‌ سازی نت پیشگیرانه یا نت مبتنی بر قابلیت اطمینان؟

بهینه سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه

 PMO یا  RCM؟

با توجه به شباهت‌ها و تفاوت‌های بین دو موضوع بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO) و نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM)، در این مطلب توصیه‌هایی را مطرح خواهیم کرد که کدام رویکرد ممکن است برای توسعه برنامه‌های نگهداری و تعمیرات سازمان شما مناسب‌تر باشد و همچنین شرایطی که تحت آن ممکن است این دو رویکرد مورداستفاده قرار گیرند را موردبررسی قرار می‌دهیم.

 

شباهت بین بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO) و نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM)

تعدادی از شباهت‌های قوی بین RCM و بهینه سازی PM وجود دارد. این شباهت‌ها مطابق زیر می‌باشد:

  • هدف هر دو رویکرد، ایجاد یک برنامه بهینه نگهداری و تعمیرات است.
  • هر دو از شناسایی شکست‌ها (علل) به‌عنوان نقطه شروع برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند.
  • هر دو رویکرد از منطق تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند.
  • هر دو رویکرد بر روی پیامدهای شکست تجهیزات و همچنین ویژگی‌های فنی این شکست‌ها تمرکز می‌کنند.

 

تفاوت بین بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO) و نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM)

تفاوت اولیه بین RCM و PMO در مرحله اولیه نوع تجزیه‌وتحلیل است و مربوط به نحوه شناسایی حالت‌های شکست است.

نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM) از صفر آغاز می‌شود و حالت‌های شکست را با شناسایی توابع کلیدی موردنیاز تجهیزات و سپس شکست‌های عملکردی مرتبط و حالت‌های شکست آن، شناسایی می‌کند.

اما PMO، کارش را از فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه و سابقه شکست برای شناسایی حالت‌های احتمال شکست آغاز می‌کند. به این معنا که نقطه شروع این رویکرد با استفاده از تجربه‌ها و سوابق گذشته است.

مشکلات احتمالی با نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM)

چندین مشکل احتمالی مربوط به پیاده‌سازی نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان در قبال بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه وجود که شامل موارد زیر می‌باشد:

  • همان‌طور که RCM یک فرایند مبتنی بر صفر است، تمایل به‌صرف وقت بیشتری دارد، به‌طوری‌که تا یک‌سوم از زمان تجزیه‌وتحلیل را می‌توان صرف شناسایی حالت‌های شکست کرد.
  • طبیعت یک رویکرد و روش مبتنی بر صفر مانند RCM به این معنی است که باید تیم‌هایی متشکل از افراد سازمان، برای فرایند تجزیه‌وتحلیل مورداستفاده قرار گیرند.
  • هنگام پیاده‌سازی نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان، اگر فرایند به‌دقت تسهیل نشود، تجزیه‌وتحلیل تجهیزات و سیستم‌ها با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد و بسیاری از فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه تعریف‌شده ازلحاظ فنی قابل‌اجرا نخواند بود و یا اجرای آن‌ها نتایجی در پی نخواهد داشت.
  • ازآنجاکه تجزیه‌وتحلیل RCM نسبتاً وقت‌گیر و زمان‌بر است، معمولاً  تمرکز و اولویت در تکمیل تجزیه‌وتحلیل است، نه در اجرای نتایج؛

 

مشکلات احتمالی با نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO)

در ارتباط با بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه چندین مشکل احتمالی در مقایسه با نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان وجود دارد که شامل موارد زیر می‌باشد:

  • PMO به‌طور مطلوب نیاز به یک برنامه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه موجود یا تاریخچه شکست برای تجهیزات دارد. اگر این مستندات وجود نداشته باشد، پیاده‌سازی PMO یا بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه ،بسیار دشوار خواهد بود و حتی غیرممکن است.
  • این رویکرد به  شناسایی حالت‌های شکست معمولاً تمایل کمتری دارد، درنتیجه فرکانس‌های پایین حالت‌های شکست می‌تواند به‌طور بالقوه نادیده گرفته شود.
  • هنگامی‌که از فرایند PMO استفاده می‌شود، حالت‌های شکست برای پیامدهای نسبتاً ضعیف، گاهی می‌توانند نادیده گرفته شوند.
  • معمولاً تاریخچه شکست‌ها و یا خرابی‌ها در CMMS سازمان‌ها بیش از ۳-۵ سال گذشته به‌طورکلی وجود ندارد (به این دلیل که این سیستم‌ها اغلب در این فرکانس به‌روز می‌شوند) و درنتیجه شکست و خرابی‌های حدود ۵ سال پیش می‌تواند نادیده گرفته شود، بازبینی PMO نیز ممکن است در این شرایط  با مشکل روبه‌رو شود.
  • ازآنجاکه نقطه شروع برای ایجاد PMO، فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه است، گاهی اوقات می‌توان یک تعصب برای حفظ وضعیت موجود برای سازمان و تیم نگهداری و تعمیرات وجود داشته باشد.

 

کدام روش و رویکرد بهتر است استفاده شود؟

با توجه به موارد فوق:

RCM تمایل بیشتری برای تجهیزات جدید دارد، به‌خصوص اگر این تجهیزات از فناوری جدید استفاده می‌کنند که در جای دیگری وجود ندارد. در این وضعیت یک روش آغاز از صفر برای شناسایی حالت‌های احتمال شکست ضروری است. اگرچه شما می‌توانید از FMEA در مرحله طراحی تجهیزات به‌عنوان نقطه شروع استفاده کنید. درواقع شما باید مطمئن شوید که تمام حالت‌های شکست بحرانی مربوط به تجهیزات شناسایی‌شده‌اند و سپس رویکرد نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان(RCM)را به کار بگیرید.

PMO تمایل برای تجهیزات موجود دارد، به‌ویژه در مواردی که یک برنامه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه وجود داشته باشد و برخی از تجربیات در سیستم وجود داشته و مستند باشد. در این روش برنامه‌های PM موجود و تجربه‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه بهینه سازی می‌شوند.

گر می‌خواهید راهنمایی یا کمک بیشتری در بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO) یا نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM) در سازمان خود داشته باشید ،می‌توانید با من تماس بگیرید.

هادی داوری
هادی داوری
من همیشه در حال یادگیری‌ام و هر آنچه تاکنون آموخته و تجربه کرده‌ام را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

دراین‌باره بیشتر بخوانید

دو تفاوت اصلی PMO و RCM چک لیست بهینه سازی نت پیشگیرانه(PMO)

چنانچه این مطلب برای شما مفید بوده، لطفاً برای حمایت از ما آن را با دوستان علاقه‌مند به مباحث مدیریت نگهداری و تعمیرات و دارایی‌های فیزیکی به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×