عضویت / ورود

چرا تعمیرات اساسی؟

هدف از تعمیرات اساسی (overhaul) ،حفظ و نگهداری سیستم در شرایط کارآمد می‌باشد.در جهان واقعی نمی‌توان نیاز به نگهداشت کارخانه و دارایی‌ها را از بین برد و تعمیرات اساسی یا اورهال هم یکی از رویدادهای بزرگ در مدیریت نگهداشت می‌باشد.

هر کارخانه و سازمان دارایی محوری که چند سال از عمر عملیاتی‌اش می‌گذرد، قطعاً یا به overhaul نیاز پیداکرده است و یا overhaul را از سر گذرانده است. اورهال،فعالیت‌هایی مرتبط در قالب بخشی از فرآیندهای پیوسته است که برای مدیریت دارایی‌ها انجام می‌شود و از طریق قرارگیری در استراتژی کسب‌وکار در بلندمدت باهم گره می‌خورند.

تعمیرات اساسی (overhaul)  به صورت رویدادهای متوالی و گاهی با فواصل نامشخص تعریف می شوند که در طی عمر سازمان یا کارخانه اتفاق می‌افتند و دانش مدیریت آن‌ها کاملاً بادانش موردنیاز برای بهره‌برداری و نگهداری از کارخانه در حالت عادی متفاوت است، مدیریت ضعیف این رویداد بیش از هر عنصر دیگری ممکن است موجب افزایش هزینه‌ها شود.

دامنه کار  اورهال متأثر است از عملکرد عملیاتی فعلی کارخانه یا سازمان و همچنین میزان و اثربخشی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه که در فواصل بین تعمیرات اساسی انجام می‌شود.به دلیل بالا بودن هزینه‌های عملیاتی و از دست رفتن سود،تنها فعالیت‌هایی اجازه ورود به فهرست overhaul را دارند که در زمان دیگری قابل انجام نیستند، مگر اینکه دلیلی قانع‌کننده ( مثل تعمیر پذیری، خطر و …) وجود داشته باشد.

بنابراین مجموع فعالیت‌هایی که برای محافظت از قابلیت اطمینان کارخانه در برابر تمام رویدادهای آینده انجام می‌شود را تعمیرات اساسی یا اورهال(overhaul)می‌نامیم.

همان‌طور که تعمیرات اساسی باعث افزایش قابلیت اطمینان می‌شوند، با توجه به موارد زیر می‌توانند باعث کاهش و از بین رفتن قابلیت اطمینان سازمان شوند.

۱-استفاده از قطعات و مواد نامرغوب و اشتباه

۲-ضعف و نداشتن مهرت کافی در انجام کارها و فعالیت‌های تعریف‌شده

۳-تصمیم‌های نامناسب و نادرست مدیران و مهندسان سازمان

۴-داشتن ضعف در برنامه‌ریزی و آماده‌سازی فعالیت‌های تعریف‌شده

۵-توقف و یا راه‌اندازی نامناسب تجهیزات قبل و بعد از تعمیرات اساسی

تفاوت تعمیرات اساسی با سایر پروژه‌ها و فعالیت‌ها درکارخانجات و سازمان های دارایی محور

 از دیدگاه مهندسی، اورهال(overhaul) فرایندی منحصربه‌فرد و خاص است زیرا سایر واحدهای سازمان همچون طرح و توسعه، ساخت و تولید، برنامه‌ریزی و…درگیر تهیه و ساخت چیزی جدید هستند، ممکن است برنامه باشد یا کارخانه یا محصول، اما مدیریت تعمیرات اساسی عمدتاً متمرکز بر تعویض، تعمیر یا بازسازی کارخانه‌ و ماشین‌آلاتی است که به‌نوعی قدیمی شده است، آسیب‌دیده است یا به‌درستی کار نمی‌کنند.

تفاوت دیگر این است که در سایر فعالیت‌های سازمان را می‌توان با قطعیت نسبی و با اطمینان برنامه‌ریزی کرد و چنانچه برنامه به هم بخورد، به احتمال زیاد ناشی از نیروی بیرونی و عناصر خارج از سازمان خواهد بود درصورتی‌که برنامه‌ریزی اورهال در ذات خود عدم قطعیت دارد.

و اما تفاوت سوم اینکه پروژه‌ها و کار تعریف‌شده در سازمان‌ها، یک فرآیند از بالا به پایین می‌باشد، یعنی اینکه پروژه و کار از مرحله تعریف استارت می‌خورد و با استفاده از شکست کار، به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم‌بندی می‌شود و در آخر با زمان‌بندی و بر اساس وظایف دسته‌بندی می‌شود و ادامه می‌یابد، اما یک تعمیر اساسی یا همان اورهال با فهرست کار تفکیک نشده شروع می‌شود و با تشکیل کار و برنامه زمان‌بندی ادامه پیدا می‌کند، درواقع تعمیرات اساسی برعکس سایر پروژه‌ها و کارهای تعریف‌شده سازمان یک فرآیند از پایین به بالا هستند.

مراحل تعمیرات اساسی در کارخانجات و سازمان های دارایی محور

 
 

 

محدودیت‌های تعمیرات اساسی

 

 
 

 

عناصر هزینه‌ای در تعمیرات اساسی

1-خرید و اجارۀ تجهیزات

 2-شرایط پیش‌بینی‌نشده

  3-مدیریت و برنامه‌ریزی

   4-تأسیسات ضروری

    5-کارکنان کارخانه

     6-امکانات اقامتی

     7-مواد و قطعات

       8-پیمانکاران

 

 

 
 

برای برنامه‌ریزی و انجام تعمیرات اساسی نیاز به یک الگوریتم جهت تصمیم‌گیری صحیح می‌باشد.می‌توانید نمودار تصمیم‌گیری تعمیرات اساسی را ازاینجا دانلود کنید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×