آیین ها و رویه ها
آوریل 18, 2018
تاکتیک های صحیح نگهداری و تعمیرات
آوریل 25, 2018

زیرساخت فرهنگی

 زیرساخت فرهنگی

زیرساخت فرهنگی سلسله مراتب پنهان افراد و فرایندهای ارتباطی است که سازمان را با فرهنگ پیوند می‌دهد و نیز دوام آن را حفظ می‌کند. اجزای مختلف سازمان را می‌توان به شکل عنصر روند نشان داد. هرکدام از عناصر، یکی از کارکردهای سازمان را نشان می‌دهند، اما مستقل نیستند و نیازمند خطوطی ارتباطی هستند که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد. این ارتباط همان زیرساخت فرهنگی است.

جنبه هایی از زیرساخت فرهنگی:

۱-داستان گویان(فرهنگ را از طریق داستان‌های چالش‌ها ارتقا می‌دهند)

 این‌ها افرادی هستند که در جلسه، شروع می‌کنند به تعریف اینکه چطور فعالیت مهمی در سازمان به سرانجام رسید و جزئیات آن را تشریح می‌کنند.برای مقابله با این افراد۲راه وجود دارد:

اول اینکه وقتی در داستانی این‌طور القا می‌شود که شیوۀ قبلی کار بهترین شیوه بود، شما باید حاضر باشید و این داستان را نفی کنید.

راه دوم این است که داستانی را که داستان‌گویان تعریف می‌کنند،تغییر دهید. این روش کارآمدتر از روش قبلی است.

۲-پیشوایان(مربیان و پاسدار فرهنگ)

این‌ها مربیان و راهنماهای سازمان محسوب می‌شوند. وقتی دربارۀ نحوۀ ادامۀ کار پرسشی داریم، به این افراد مراجعه می‌کنیم تا راهنمایی بگیریم.

اگر پیشوایان، فرهنگی را نشان دهند که پیش کنشی نباشد باید چه کنیم؟

باید این افراد را وارد گروهی کرد که معتقدند اتخاذ رویکرد جدید و پیش کنشی به نگهداشت، همان چیزی است که بدان نیاز داریم. مجاب کردن این افراد کاری بس مشکل است زیرا این‌ها نقش پاسدار شیوۀ قدیمی انجام کارها را ایفا می‌کنند. 

۳-نجواگران( انتقال‌دهندگان اطلاعات در پشت‌صحنه)

نجواگران آن دسته از اعضای سازمان هستند که مطابق نامشان، می‌توانند در گوش رئیس زمزمه کنند. نجواگری، منبع قدرت این افراد است،زیرا اینان عموماً رهبران سازمان نیستند.

نجواگران چگونه می‌توانند به پشتیبانی از تغییر فرهنگی کمک کنند؟

نجواگران را شناسایی کنید و سپس آن‌ها را وارد فرایند تغییر فرهنگی کنید. شما به پشتیبانی آن‌ها نیاز دارید؛ زیرا این افراد ابزاری در اختیاردارند که به پشتیبانی از تغییر کمک می‌کند. با واردکردن این افراد به فرایند، می‌توانید از کمک آن‌ها برای انتقال اطلاعات پشت‌صحنه استفاده کنید.

۴-شایعه‌پراکنان(سیستم پنهان ارتباطات روزمره)

شایعه‌پراکنان مانند نجواگران هستند، با این تفاوت که مخاطبانشان فرق دارند. درحالی‌که نجواگران با بالای هرم ارتباط می‌گیرند، شایعه‌پراکنان در تمام سطح سازمان عمل می‌کنند و داست آن‌ها، شایعه‌ها و دیگر اطلاعات را منتشر می‌کنند. این افراد بخشی از سیستم اطلاع‌رسانی غیررسمی سازمان هستند.

کافی است با نظارت دقیق بر جریان اطلاعات که اقدامی دشوار اما شدنی است، چیزی به دستشان ندهید. نیز می‌توانید رویکردی متفاوت در پیش بگیرید و اطلاعات شایعه‌پراکنان را بی‌ارزش کنید. روش دوم از طریق مدل دستیابی به هدف برای تدوین طرحی بلندمدت ممکن می‌شود.سپس جریان دائمی اطلاعات را دربارۀ پیشرفت برنامه به سازمان گزارش کنید، زیرا شایعه‌پراکنان از انتشار اطلاعات برای پر کردن خلأ اطلاعاتی استفاده می‌کنند. اطلاعات واقعی و به هنگام دربارۀ تلاش برای تغییر ارائه کنید. با این کار، شایعه‌پراکنان شایعه‌ای برای پراکندن نخواند داشت.

۵-جاسوسان(انتقال‌دهندگان اطلاعات حساس به آن‌هایی که ممکن است به این اطلاعات نیاز داشته باشند یا نداشته باشند)

جاسوس کسی است که با تمسک به انواع روش‌های غیراخلاقی، اطلاعات حساسی به دست می‌آورد و سپس آن را در اختیار افراد یا گروه‌هایی می‌گذارد که از آن برای کسب مزیت بر رقبا یا دشمنان خود استفاده می‌کنند.

بهتین راهکار این است که جاسوسان را بی‌اعتبار کنیم یا مانند اقدامی که علیه شایعه‌پراکنان کردیم، اطلاعات را از طریق ارتباط مداوم منتشر کنیم تا چیزی پنهان نماند.

۶-نمادها(سازوکارهایی برای بیان آنکه و آنچه مهم است)

نمادها آن بخشی از فرهنگ هستند که به ما می‌گویند چه کسی هستیم و سازمان در نگاه کلان، چه اهمیتی برای ما قائل است. از اندازه و موقعیت دفتر، مجوزهای ویژه مانند استفاده از خودروی شرکت و اجازۀ صرف غذا در رستوران مدیران گرفته تا نشان‌ها و رنگ کلاه‌های ایمنی که مشخص می‌کند ما به کدام واحد(یا خرده‌فرهنگ) تعلق داریم، همگی نمونه‌هایی از نماد هستند.

۷-زبان(اصطلاحاتی که توضیح می‌دهند چه‌کاری و چگونه انجام می‌شوند)

بخشی از زیرساخت فرهنگی، زبانی را شامل می‌شود که در ارتباطات روزمره با یکدیگر به کار می‌گیریم. این زبان معمولاً پر است از سرنام‌هایی که فقط برای افرادی معنا دارد که بخشی از فرایند هستند.

هر واحد، مجموعه‌ای مشخص از اصطلاخات و تعریف خاص خود را دارد. مثلاً واحد نگهداشت ممکن است از PM (نگهداشت پیشگیرانه)، PdM (نگهداشت پیش‌گویانه)، RCM(نگهداشت مبتنی بر قابلیت اطمینان)، MTBF(میانگین زمان بین خرابی‌ها) و دیگر اصطلاحات استفاده کند که دامنۀ کسب‌وکار آن‌ها را نشان می‌دهد.بنابراین ، استفاده از زبان مشترک به افراد واحدهایی که دخالت مستقیم ندارند کمک می‌کند احساس کنند که بخشی از برنامه محسوب می‌شوند.

اهمیت زیرساخت فرهنگی

تغییر زیرساخت فرهنگی کاری سهل و ساده نیست.صبر و مراقبت زیادی لازم است تا بتوانید به هدفتان برسید. هرچند، بدانید که زیرساخت فرهنگی نیرویی نهانی است که اگر نادیده‌اش بگیرید، بی‌شک در جهت تضعیف تغییراتی حرکت می‌کند که شما سعی در اجرای آن‌ها دارید.

هادی داوری
هادی داوری
من همیشه در حال یادگیری‌ام و هر آنچه تاکنون آموخته و تجربه کرده‌ام را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

دراین‌باره بیشتر بخوانید

اصل مهم در تغییر و بهبود نگهداری و تعمیرات

چنانچه این مطلب برای شما مفید بوده، لطفاً برای حمایت از ما آن را با دوستان علاقه‌مند به مباحث مدیریت نگهداری و تعمیرات و دارایی‌های فیزیکی به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×