عضویت / ورود
کاربردهایIIOT در نگهداری و تعمیرات و مدیریت دارایی‌های فیزیکی
ژانویه 19, 2020
اثربخشی نگهداری و تعمیرات
فوریه 20, 2020

تفاوت بین بهینه سازی نت پیشگیرانه و نت مبتنی بر قابلیت اطمینان  موضوعی است که با توجه به شباهت‌هایی که بین آن‌ها وجود دارد، برای بسیاری از افراد مشغول در حوزه نگهداری و تعمیرات و مدیریت دارایی‌های فیزیکی مطرح می‌شود و اغلب این سؤال پرسیده می‌شود که کدام‌یک برای سازمان ما بهتر جواب می‌دهد و یا اینکه پرسیده می‌شود، اکنون ما در حال پیاده‌سازی RCM در سازمان خود هستیم آیا با توجه به موضوع PMO، لازم است که فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه خود را بهینه کنیم و یا همان نت مبتنی بر قابلیت اطمینان برای سازمان ما مناسب‌تر است؟ و …

این موضوع را در نظر داشته باشید که هیچ روشی بی‌عیب و نقص نیست و نمی‌تواند به‌تنهایی برای حالت‌های خرابی چندگانه راهکار مطلوبی باشد. در حال حاضر بین متخصصان این حوزه در ارتباط با PMO و RCM رقابت و استدلال‌هایی وجود دارد که هر گروه یکی از این روش‌ها را بهترین می‌داند.

در مطلب بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO) یا نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM)؛ علاوه بر شباهت‌ها یا نقاط مشترک بین این دو روش، به‌طورکلی شرح دادیم که تفاوت‌های بین PMO و RCM چیست و همچنین کدام‌یک برای سازمان ما می‌تواند مؤثرتر یا بهتر باشد.

در قسمت تفاوت‌های این دو روش یا رویکرد اشاره کردیم که تفاوت اولیه بین RCM و PMO در مرحله اولیه نوع تجزیه‌وتحلیل است و مربوط به نحوه شناسایی حالت‌های شکست است و نیز نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان (RCM) از صفر آغاز می‌شود و حالت‌های شکست را با تعریف کارکردهای تجهیزات و سپس شکست‌های عملکردی مرتبط، شناسایی می‌کند، اما بهینه‌ سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PMO) کارش را از فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه و سابقه شکست برای شناسایی حالت‌های احتمال شکست آغاز می‌کند.

در این مطلب قصد داریم تا جای ممکن ۲ تفاوت اصلی بین این دو روش را شرح دهیم تا عزیزانی که قصد دارند از این دو روش‌ در سازمان خود استفاده کنند، بهتر بتوانند تصمیم‌گیری کنند.

تفاوت اول

نت مبتنی بر قابلیت اطمینان با توجه به اینکه کارش را از نقطه صفر شروع می‌کند، برای تعیین مناسب‌ترین سیاست و تاکتیک نگهداشت برای هر دارایی در بستر عملیات کنونی استفاده می‌شود. درواقع بر اساس روش RCM (فراموش نشود در ابتدای کار بهتر است برای دارایی‌های اولویت بالا بررسی شود)تصمیم‌گیری می‌کنیم و به نتیجه می‌رسیم که کدام تاکتیک نگهداری و تعمیرات برای دارایی بررسی‌شده، در اولویت قرار دارد.

اما در بهینه سازی نت پیشگیرانه، همان‌طور که از اصطلاح و تعریف آن مشخص است، بهینه سازی فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه جاری اقدام اصلی این روش است، بنابراین تصمیم‌گیری برای انتخاب بهترین تاکتیک نگهداری و تعمیرات موضوع اصلی این روش نیست، بلکه فهرستی از فعالیت‌های نت پیشگیرانه که شامل بازرسی‌ها، خدمات و سرویس، روانکاری، چفت‌وبست یا بستن، تعویض‌های زمان‌بندی‌شده قطعه و تست‌های دوره‌ای است را موردبررسی قرار می‌دهد و پس از مشخص کردن وظیفه فعلی نت پیشگیرانه یا PM، حالت‌های خرابی را در نظر می‌گیرد که این فعالیت‌ها یا وظایف نت پیشگیرانه برای رفع آن‌ها در نظر گرفته‌شده است.

درنهایت با توجه به پیامدهای هر خرابی یا شکست(ایمنی، محیط زیستی، عملیاتی و غیرعملیاتی) برای حالت‌های خرابی بررسی‌شده و همچنین خرابی‌هایی که فعالیتی برای آن‌ها تعریف نشده است و همچنین با کمک نمودار تصمیم گیری، فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات پیش کنشی (فعالیت‌های پیشگیرانه و پیشبینانه) به‌طور اثربخش و همچنین با فرکانس زمانی مناسب پی‌ریزی می‌شوند و بعضاً برخی فعالیت‌ها یا وظایف تکراری حذف و با توجه به حالات و اثرات شکست، وظایف جدید ممکن است تعریف شوند.

به زبان ساده، PMO یا بهینه سازی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه، وظایف فعلی PM را در برمی‌گیرد و آن‌ها را بررسی می‌کند و پس از جستجوی شکست‌های پنهان و آثار شکست، به تحلیل آنچه می‌توان برای پیش‌بینی و جلوگیری از شکست انجام داد، می‌پردازد. اما  RCM یا نگهداری و تعمیرات مبتنی بر قابلیت اطمینان، حالت‌های خرابی و آثار شکست را بر اساس شناسایی کارکردها یا همان وظایف دارایی بررسی می‌کند و درنهایت مناسب‌ترین سیاست و تاکتیک نگهداشت را تعیین می‌کند.

تفاوت دوم

دومین تفاوت اصلی بین این دو روش این است که RCM هر حالت خرابی را به‌طور مستقل پیگیری می‌کند و بر اساس کارکردهای دارایی، حالت‌ها و اثرات شکست را شناسایی می‌کند و درنهایت نوع سیاست و تاکتیک نگهداشت را معرفی می‌کند، درحالی‌که PMO با توجه به اینکه کارش را با وظایف نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه شروع می‌کند، می‌تواند بسیاری از حالت‌های خرابی را بر اساس سوابق یک فعالیت نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه مطرح کند که این کار به‌طور قابل‌توجهی زمان تجزیه‌وتحلیل را کاهش می‌دهد. با توجه با این موضوع، از همان ابتدا RCM فرایند تجزیه‌وتحلیل طولانی را در مقایسه با PMO ایجاد می‌کند.

این نکته را در نظر داشته باشید که ممکن است برای جلوگیری از یک خرابی که عواقب ناچیزی برای سازمان در پی دارد، مجبور شوید وقت و هزینه زیادی صرف کنید، از طرف دیگر اگر یک شکست عواقب جدی برای سازمان داشته باشد، باید بتوانید برای جلوگیری از این عواقب توجیه مناسبی داشته باشید. هدف اصلی یک برنامه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه لزوماً اجتناب یا به حداقل رساندن شکست‌ها نیست، بلکه برای جلوگیری یا به حداقل رساندن عواقب یا اثرات آن شکست‌هاست و فرایند RCM بیشتر بر روی فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات که بیشترین تأثیر را در عملکرد دارایی دارند، متمرکز می‌شود و متعاقباً منابع سازمان را برای مواردی که اثرات ناچیزی برای سازمان دارند صرف نمی‌کند.

تابع هر روش تجزیه‌وتحلیل هستید، مؤلفه‌ها یا عملکردها و همچنین منابع و شرایط سازمان را در نظر بگیرید.ما نمی‌توانیم  RCM یا PMO را به‌طور اختصاصی به شما تجویز کنیم چراکه دامنه کار کاملاً وابسته به اولویت‌ها و اهداف تعیین‌شده شما و سازمانتان است.

هادی داوری
هادی داوری
من همیشه در حال یادگیری‌ام و هر آنچه تاکنون آموخته و تجربه کرده‌ام را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

دراین‌باره بیشتر بخوانید

بهینه‌ سازی نت پیشگیرانه یا نت مبتنی بر قابلیت اطمینان؟ چک لیست بهینه سازی نت پیشگیرانه(PMO)

چنانچه این مطلب برای شما مفید بوده، لطفاً برای حمایت از ما آن را با دوستان علاقه‌مند به مباحث مدیریت نگهداری و تعمیرات و دارایی‌های فیزیکی به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×