عضویت / ورود
فازهای آماده سازی مدیریت عملکرد دارایی
می 5, 2018
آموزش مهارت‌های نگهداری و تعمیرات
آموزش مهارت‌های نگهداری و تعمیرات
می 23, 2018

Benchmarking (الگوبرداری در نگهداری و تعمیرات)

Benchmarking

Benchmarking

Benchmarking (الگوبرداری در مدیریت نگهداری و تعمیرات)

ارزیابی دقیق و درست، می‌تواند ضعف‌ها را در یک شرکت درمان کند.
عملیات به‌درستی انجام‌شده، می‌تواند سازمان را بر اساس موقعیت بازار پایه‌ریزی کند.

فرآیند Benchmarking(الگوبرداری)

هنگامی‌که یک شرکت تجزیه‌وتحلیل از سیاست‌ها و شیوه‌های فعلی خود را انجام می‌دهد، فرصت‌های الگوبرداری پیدا می‌شود.با پیروی از یک فرآیند انضباطی، مزایای بسیاری حاصل می‌شود.این فرآیند شامل ۱۰ مرحله زیر می‌باشد:

۱-انجام ممیزی داخلی یک فرآیند یا فرآیندها.
۲-برجسته شدن مناطق بالقوه برای بهبود.
۳-انجام تحقیقات برای پیدا کردن ۳ یا ۴ شرکت با فرآیندهای برتر در مناطق مشخص‌شده برای بهبود.
۴-تماس با این شرکت‌ها و به دست آوردن همکاری و کمک  آن‌ها برایBenchmarking(الگوبرداری).
۵-ایجاد یک پرسشنامه قبل از بازدید.
۶-بازدید از سایت.
۷-انجام تجزیه‌وتحلیل شکاف درداده‌های جمع‌آوری‌شده در مقایسه با عملکرد فعلی سازمان.
۸-ایجاد برنامه‌ای برای اجرای پیشرفت‌ها.
۹-تسهیل برنامه بهبود.
۱۰-شروع مجدد فرآیند تطبیق.

Benchmarking (معیار سنجی) کمک می‌کند تا شرکت‌ها فرصت‌هایی را برای بهبود پیدا کنند که به آن‌ها در بازار، مزیت رقابتی می‌دهد. بااین‌حال، مزایای واقعی از معیار سنجش، تا زمانی که نتایج حاصل از پروژه معیار سنجی اجرا نگردد و بهبود نیابد، رخ نمی‌دهد.

Benchmarking (الگوبرداری)سودمند

برای به دست آوردن حداکثر مزایای الگوبرداری، سازمان پس از رسیدن به سطح بالایی از صلاحیت اصلی ، فقط باید یک معیار سنجی را انجام دهد. واضح است که یک شرکت باید داده‌های خود را در مورد فرایند خود داشته باشد تا بتواند مقداری معنی‌دار را با آن مقایسه کند.

به‌عنوان‌مثال، در مدیریت نگهداری و تعمیرات، معیارهای سنجش رایج عبارتند از:

۱- درصد هزینه‌های نگهداری نیروی کار صرف فعالیت‌های واکنشی در مقایسه با فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده و زمان‌بندی‌شده.
۲-  سطح خدمات انبار – درصد زمان‌هایی که قطعات در انبار زمانی که موردنیاز هستند،موجود هستند.
۳- درصد فعالیت‌های نگهداری و تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده که انجام‌شده است.
۴-  هزینه نگهداری به‌عنوان یک درصد از ارزش جایگزین تخمین زده‌شده از تجهیزات کارخانه یا تأسیسات.
۵-  هزینه‌های نگهداری و تعمیرات به‌عنوان یک درصد از هزینه‌های تولید.

بدون اطلاعات دقیق و به‌موقع و درک نحوه استفاده از داده‌ها برای تألیف معیار، درک کمی ازآنچه که برای بهبود روند نگهداری و تعمیرات موردنیاز است،.حاصل می‌شود.

هنگامی‌که مشارکت با شرکت‌هایی که در جنبه‌های خاصی از شایستگی به‌عنوان بهترین‌ها در نظر گرفته می‌شوند، مهم است که نمونه‌ای از بهترین روش‌ها و شیوه‌های درونی برای به اشتراک گذاشتن با آن‌ها وجود داشته باشد.الگوبرداری نیاز به یک همکاری واقعی دارد که شامل مزایای متقابل است. اگر در بازدید Benchmarking( الگوبرداری )فقط به دنبال بازرسی و سؤال پرسیدن باشید [بدون به اشتراک گذاشتن اطلاعات ]چه سود و منفعتی سازمان همکار می‌برد؟

گام نهایی برای اطمینان از مزایای الگوبرداری استفاده از دانش به‌دست‌آمده برای ایجاد تغییر، معیارهای صلاحیت است.دانش به‌دست‌آمده باید به‌اندازه کافی دقیق باشد تا یک تجزیه‌وتحلیل برای هرگونه تغییر توصیه‌شده ایجاد شود.

Benchmarking( الگوبرداری ) یک سرمایه‌گذاری است.این سرمایه‌گذاری شامل زمان و پول برای انجام ده مرحله پیشین است. افزایش درآمد حاصل از پیشرفت‌های انجام‌شده، در راستای سرمایه‌گذاری هزینه می‌شود.

به‌عنوان‌مثال، در نگهداری و تعمیرات، درآمد ممکن است از طریق افزایش ظرفیت (زمان خاموشی کمتر، افزایش تولید) و یا کاهش هزینه (بهبود بهره‌وری)باشد.

درآمد برخلاف سرمایه‌گذاری در بهبود، برای محاسبه نرخ بازده سرمایه‌گذاری (ROI) طراحی‌شده است. برای اطمینان از موفقیت، ROI باید برای هر معیار محاسبه شود.

Benchmarking( الگوبرداری ) به‌عنوان ویرانگر و آفت

هنگامی‌که الگوبرداری درست به کار گرفته می‌شود، می‌تواند سهم عمده‌ای درروند بهبود مستمر داشته باشد. بااین‌حال، هنگام استفاده نادرست از آن، می‌تواند به‌طور کامل نسبت به موقعیت رقابتی شرکت ویرانگر باشد. برخی از استفاده نامناسب از Benchmarking (الگوبرداری) عبارت‌اند از:

۱- استفاده از داده‌های Benchmarking( الگوبرداری ) ازلحاظ عملکردی

وقتی شرکت‌ها توانایی‌های اصلی خود را ارزیابی می‌کنند، می‌توانند به‌راحتی به این دام گرفتار شوند که یک الگوبرداری باید یک شاخص عملکرد باشد. به‌عنوان‌مثال، آن‌ها تمام تلاش خود را در کاهش هزینه‌ها برای رسیدن به شاخص‌های خاص متمرکز می‌کنند و تمرکز خود را بر هدف واقعی از دست می‌دهند.

این را بدانیم که یک سازمان مزایای بیشتری را به دست می‌آورد درصورتی‌که ابزار و تکنیک‌های مورداستفاده یک همکار برای دستیابی به یک سطح عملکرد خوب را درک کند. این به سازمان اجازه می‌دهد که نه‌تنها برای رسیدن به یک عدد خاص بلکه برای ایجاد یک دیدگاه از چگونگی دستیابی به یک هدف،دیدگاه خود را توسعه دهد. با تمرکز بر دستیابی به تعداد معینی عدد، برخی از شرکت‌ها سازمان‌های خود را به‌صورت منفی تغییر داده‌اند و به سمت پایین روانه شده‌اند.
بااین‌حال، آن‌ها زیرساخت (پرسنل یا سیستم‌های اطلاعاتی) را نیز درنظر نمی گیرند و به‌زودی متوجه می‌شوند که قادر به حفظ یا بهبود معیار نیستند. در چنین مواردی شاهد این هستیم که Benchmarking( الگوبرداری )، ویرانگر است.

۲- Benchmarking( الگوبرداری )زودهنگام

هنگامی‌که یک سازمان تلاش می‌کند تا قبل از اینکه سازمان آماده باشد و به بلوغ رسیده باشد، الگوبرداری کند،ممکن است داده‌هایی را با سازمان‌های همکار و رقیب خود مقایسه نکند. بنابراین، ممکن است “حدس” بزند که این سازمان مناسب الگوبرداری نیست. ناگفته نماند که فرآیند جمع‌آوری داده‌های سازمان برای درک شایستگی‌های اصلی و چگونگی عملکرد آن باید انجام شود.

در اینجا است که  Benchmarking( الگوبرداری)  زودهنگام به اولین تله منتهی می‌شود ،زیرا فقط خواستار رسیدن به یک عدد است. شرکت‌هایی که به این تله وارد می‌شوند به کارخانه‌ها و سازمان‌ها میروند و چیزهای جالب را می‌بینند، اما درک کافی برای اعمال آنچه که آن‌ها می‌بینند، ندارند. سپس نتایج نهایی گزارش‌هایی است که روی قفسه‌ها قرار می‌گیرد و هرگز به بهبود فرآیندهای کسب‌وکار کمک نمی‌کند.

۳- کپی کردن Benchmarking( الگوبرداری )  

الگوبرداری بد، زمانی اتفاق می‌افتد که یک سازمان از سازمان‌های همکار خود بازدید کند و به‌جای اینکه یاد بگیرد که چگونه همکار خود، کسب‌وکار خود را تغییر داده است، تمرکز خود را روی چگونگی کپی کردن فعالیت فعلی همکار خود  کند. به احتمال زیاد این‌ سازمان در آینده تبدیل به یک سازمان زیان‌آور می‌شود، زیرا ممکن است منابع کسب‌وکار همانند همکار خود را نداشته باشد. همچنین ممکن است محدودیت‌های زیادی برای اجرای فرآیندها مشابه سازمان همکار وجود داشته باشد. چنین محدودیت‌هایی ممکن است شامل عملیات ناسازگار ، سطح مهارت‌های مختلف نیروی کار، و تفاوت ساختار سازمانی و شرایط مختلف بازار و… باشد.

۴- Benchmarking( الگوبرداری ) غیراخلاقی

گاهی اوقات یک سازمان موافق است که رقیب خود، بازدید از سازمانش را انجام دهد و سازمان بازدیدکننده سعی در کشف اطلاعات اختصاصی در هنگام بازدید از سایت با استفاده از پرسشنامه را دارد. واضح است که این نوع رفتار منجر به مشکلات بین سازمان‌ها می‌شود و عملاً به دست آوردن یک الگوبرداری موفقیت‌آمیز از بین می‌رود.الگوبرداری غیراخلاقی دوم شامل استفاده از داده‌های معیار سنجی همکار و رقیب بدون اجازه قبلی از آن سازمان می‌باشد. این نیز، به فرصت‌ها برای الگوبرداری مداوم بین شرکت‌ها آسیب می‌رساند. حتی بدتر از آن، تجربه بد با همکاران و رقیب‌ها ممکن است مانع مدیریت از اجرای روش‌های الگوبرداری شود.

درحالی‌که هر شرکت برای Benchmarking( الگوبرداری )  آمادگی ندارد، این‌یک تله است که این کار را به دلیل یک تجربه بد گذشته یا به  دلایل «ما در حال حاضر بهترین هستیم» یا «نگرش ما نسبت به هرکسی بهتراست» رها کند یا انجام ندهد. سازمان‌هایی که در آن افرادی که مسئولیت این نوع تفکر هستند، احتمال کمی برای بهبود و توسعه آن ها وجود دارد.
الگوبرداری بسیار ارزشمند است، زیرا تلاش برای کشف دوباره چرخ یک روش گران‌قیمت است.

 

هادی داوری
هادی داوری
من همیشه در حال یادگیری‌ام و هر آنچه تاکنون آموخته و تجربه کرده‌ام را با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

دراین‌باره بیشتر بخوانید


چنانچه این مطلب برای شما مفید بوده، لطفاً برای حمایت از ما آن را با دوستان علاقه‌مند به مباحث مدیریت نگهداری و تعمیرات و دارایی‌های فیزیکی به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×